X
تبلیغات

پشتیبانی

بخشایش شهر عاشقان حسین(ع)
 
   
 
 
بخشایش(خطه پروین اعتصامی)
چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ساعت 20:5 | | نوشته ‌شده به دست باقر فزون روز | ( )
دوستان عزیز جهت ارتباط مستقیم با مدیر وبلاگ از قسمت سامانه گفتگو با مدیر وبلاگ ،با مدیر تماس بگیرید

   
پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ساعت 10:52 | | نوشته ‌شده به دست باقر فزون روز | ( )


شهید محمود زیرک در سال 1347 در یکی از روستاهای آذربایجان شرقی به نام بخشنو از توابع بخشایش دیده بر جهان گشود.او تحصیلات ابتدایی را در بخشنو به پایان رسانید و چون دیگر مدرسه نبود ادامه تحصیل برایش غیر ممکن شد تا این که تصمیم گرفت به پدر و مادر در کارهای کشاورزی و دامداری کمک کند در این مدت همیشه مطیع اوامر پدر و مادر بود وی سعی داشت پدر ومادر خود را راضی نگه دارد. همیشه در پایان مجلس می نشست و در محافل و عزاداری اهل بیت سعی داشت بر دیگران پیشی گیرد خصوصاً در قرآن خواندن و نماز و روزه و عمل به آن بعد از اطاعت خداوند,احترام پدر و مادر را به جای می آورد و در تمام زندگی به کسانی که کمک احتیاج داشتند کمک می کرد هرگز روی حرف بزرگتری حرف نمی زد پس از سال ها خدمت پیش پدر ومادر با دختری که از لحاظ اخلاقی با هم تفاهم داشتند ازدواج کردند,مراسم به شیوه و آداب و رسوم روستایی و خیلی ساده و با صداقت انجام گرفت از لحاظ اعتقادی در یک خانواده ی متوسط زندگی می کرد می توان فضایل یا شخصیت اخلاقی او را در چند جمله مشخص نمود او فردی شوخ طبع و باگذشت و مهربان و فداکار و مؤمن و متعهد به انقلاب اسلامی بود. در 7سالگی به خدمت مقدس سربازی اعزام شد در این مدت چند بار به مرخصی آمده بود و در آخرین مرخصی به مادرش گفته بود که بود که شهید این روستا منم در آن موقع که در تلوزیون صحبت از جبهه و جنگ بود می گفت اگر شنیدید من اسیر شده ام باور نکنید من می دانم که این بار دیگر شهید می شوم.


:: موضوعات مرتبط: شهدای شهر بخشایش
   
چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ساعت 18:9 | | نوشته ‌شده به دست باقر فزون روز | ( )


شهید والامقام در سال 1343 و در روز چهارم خرداد ماه در یک خانواده مذهبی و متدین در شهر بخشایش دیده به جهان گشوده و بعد از طی دوران کودکی همراه پدرش به امورات کشاورزی و دامداری مشغول بوده است و پس از اتمام فصل کشت و کار در محل سکونت خودش به کارگری ساده مشغول بوده و در سن قانونی به خدمت مقدس سربازی اعزام گردیده و پس از طی مراحل آموزشی در تهران به شهرستان زاهدان و از آنجا به منطقه سومار برای صیانت از کیان و دفاع از خاک جمهوری اسلامی و وطن عزیزش اعزام گردیده و پس از هشت ماه مقابله و استقامت در برابر رژیم متجاوز عراق در صبحگاه روز پانزدهم آبان ماه سال 64 در اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نایل گردید او با اینکه فردی بی سواد بود اما از ادراک فوق العاده ای برخوردار بود نسبت به ادای فریضه مخصوصاً به نماز و روزه اهمیت داشت و به خویشان و خانواده اش علاقه خاصی داشت به امام بزرگوارشدیداً علاقه داشت و به خانواده سفارش می کرد امام فرد بخصوصیاست از او و فرمانش پیروی کنید و او را تنها نگذارید..


:: موضوعات مرتبط: شهدای شهر بخشایش
   
دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ساعت 10:57 | | نوشته ‌شده به دست باقر فزون روز | ( )

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن عرض سلام و تبریک سال نو و روز ملی فناوری هسته ای محضر کاربران گرامی و ضمن عرض پوزش به دلیل تاخیر پیش آمده در اعلام نتایج ،بدینوسیله دبیرخانه جشنواره وبلاگ نویسی کوله بار  به اطلاع عموم شرکت کنندگان محترم در این جشنواره می رساند ؛ نتایج و اسامی وبلاگ های برتر راه یافته به دور نهایی و برگزیده جشنواره به شرح ذیل جهت استحضار  و اطلاع شرکت کنندگان عزیز اعلام میگردد ؛

شایان ذکر میباشد ، دبیرخانه جشنواره ضمن عرض پوزش مجدد بدلیل تاخیر از زمان موعود در اعلام نتایج ، آمادگی خود جهت دریافت هرگونه انتقاد و پیشنهاد کاربران و شرکت کنندگان عزیز در خصوص روند برگزاری جشنواره ، اعلام نتایج و مراحل بعدی ، را بوسیله سیستم ارسال نظر سایت ، اعلام می دارد.

http://s5.picofile.com/file/8119920442/%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87_%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%B1.jpg

برای مشاهده تصویر در ابعاد اصلی بر روی تصویر کلیک نمایید.

آدرس اینترنتی دبیرخانه جشنواره کوله بار بسیج دانشجویی واحد مشکین شهر




:: موضوعات مرتبط: اخبار شهر بخشایش
   
جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ساعت 16:15 | | نوشته ‌شده به دست باقر فزون روز | ( )
مى نويسند سلطانى بر سر سفره خود نشسته غذا مى خورد، مرغى از هوا آمد و ميان سفره نشست و آن مرغ بريان كرده كه جلو سلطان گذارده بودند برداشت و رفت، سلطان متغير شد، با اركان و لشكرش سوار شدند كه آن مرغ را صيد و شكار كنند. دنبال مرغ رفتند تا ميان صحرا رسيدند، يك مرتبه ديدند آن مرغ پشت كوهى رفت، سلطان با وزراء و لشكرش بالاى كوه رفتند و ديدند پشت كوه مردى را به چهار ميخ كشيدند و آن مرغ بر سر آن مرد نشسته و گوشت ها را با منقار و چنگال خود پاره مى كند و به دهان آن مرد مى گذارد تا وقتى كه سير شد، پس برخواست و رفت و منقارش را پر از آب كرد و آورد و در دهان آن مرد ريخت و پرواز كرد و رفت.
سلطان با همراهانش بالاى سر آن مرد آمدند و دست و پايش را گشودند و از حالت او پرسيدند؟
گفت: من مرد تاجرى بودم، جمعى از دزدان بر سر من ريختند و مال التجاره و اموال مرا بردند و مرا به اين حالت اينجا بستند، اين مرغ روزى دو مرتبه به همين حالت مى آيد، چيزى براى من مى آورد و مرا سير مى كند و مى رود، پادشاه متنبه شد و ترك سلطنت كرد و رفت در گوشه اى مشغول عبادت شد، از دنيا رفت.



:: موضوعات مرتبط: حکایات زیبا و آموزنده
   
جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ساعت 16:13 | | نوشته ‌شده به دست باقر فزون روز | ( )

از حضرت صادق (ع) مرويست كه حضرت اميرالمؤ منين (ع) را درد چشمى عارض شد.
حضرت رسول (ص) به عيادت آن حضرت تشريف برده مشاهده فرمود كه آن حضرت از درد صيحه و فرياد مى كشند. آقا رسول اللّه (ص) فرمود: آيا اين ناراحتى و فرياد از جزع و بى تابى است يا از شدت درد؟ حضرت اميرالمؤ منين (ع) فرمود! يا رسول اللّه من هنوز دردى نكشيدم كه سخت تر از اين درد باشد.
آقا رسول خدا (ص) فرمود: يا على وقتى ملك الموت براى قبض ‍ روح و جان گرفتن روح كافر نازل مى شود با خود سيخى از آتش مى آورد و روح او را با آن سيخ آتشى بيرون مى كشد و در همين حال جهنم صيحه مى زند.
از شدت جان گرفتنِ كافر خبر مى دهد، كه همراه با آن جهنّم فرياد مى كشد آقا اميرالمؤ منين (ع) چون اين سخنان را شنيد، از جا برخاستند و نشستند و فرمودند: يا رسول اللّه اين سخنان را اعاده و تكرار فرمائيد، زيرا اين حديث دردم را فراموشى داد.
سپس فرمود: آيا از امت شما كسى باين نحو قبض روح مى شود. حضرت رسول (ص) فرمود: بلى . سه گروه ، اول :
حاكمى كه ظلم و جور كند دوم : كسيكه مال يتيم را بظلم و ستم بخورد. سوم : كسيكه شهادت دروغ دهد.(1)


1- منازل الا خره : ص 8.




:: موضوعات مرتبط: حکایات زیبا و آموزنده
   
چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ساعت 20:46 | | نوشته ‌شده به دست باقر فزون روز | ( )



:: موضوعات مرتبط: حضرت زهرا(س)
   



آخرین عناوین مطالب